سلام
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در ماه مبارک رمضان
به اطلاع می رساند که جلسه هفتگی (افطاری)
منزل آقای علیرضا اخلاقی
زمان : پنجشنبه 15 ماه مبارک (5 مهر ماه )
آدرس : خیابان دستور شمالی .کوچه 18 پلاک 6 زنگ وسط
خانه ستارخان در تبريز تخريب شد
شهرداري منطقه 4 و ميراث فرهنگي در جريان امور هستند، ولي اقدامي براي جلوگيري از آن انجام نميدهند.
خانه سردار ملي ايران به دنبال بي توجهي مسئولان امر كه وظيفه حفاظت از ميراث ملي و فرهنگي را دارند در خطر نابودي قرار گرفت.
نتيجه سردار ملي (ستارخان)در گفتوگو با خبرنگار فارس در تبريز گفت: از زمان كوچ ستارخان به تهران، اين خانه توسط عمه سردار به فردي به نام حميد مسگري فروخته شده كه بعدها با فوت مسگري در چند سال گذشته قبل 700 متر اين خانه در معرض فروش قرار گرفت و اكنون حدود 300 متر باقيمانده اين خانه يك هزار متري نيز در حال تخريب توسط خريدار است.
به گفته سامي، خانه ستارخان به نصف قيمت فروخته شده و در اين ميان سازمانها و مسئولان مربوطه هيچ واكنشي نشان ندادهاند.
گزارش خبرنگار فارس از تبريز همچنين حاكي است، اهالي كوچه ستارخان در كوي اميزخيزي تبريز نيز كه خانه ستارخان در آن واقع است با تهيه و تنظيم نامه شديداللحني از تباني مقاطعه كار سودجو با ميراث فرهنگي و سهلانگاري شهرداري منطقه 4 شهر در ويران كردن خانه ستارخان خبر دادهاند.
براساس اين گزارش، اهالي و ساكنان كوچه ستارخان تاكيد كردهاند، با تلاش اين اهالي و پيگيريهاي مكرر، ميراث فرهنگي اين خانه را به عنوان ميراث فرهنگي تعيين كرده بود و بر اساس درخواست مالك براي تفكيك آن مجور صادر كرده بود و مالك ميتوانست به جز در نقطهاي كه خانه ستارخان محسوب ميشد، در قطعات ديگر ساخت و ساز داشته باشد و اينك با تباني برخي كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و مقاطعه كار سودجويي كه اين قطعه را از مالك اصلي به قيمت اندك خريداري كرده ، اعياني قطعه ميراث فرهنگي را نيز تخريب كرده و با استفاده از سهل انگاري شهرداري منطقه در حال از بين بردن خانه ستارخان هستند.
اين گزارش ميافزايد، مردم اين بخش از منطقه تبريز در نامه خود تاكيد كردهاند كه شهرداري منطقه 4 و ميراث فرهنگي در جريان امور هستند، ولي اقدامي براي جلوگيري از آن انجام نميدهند.
برپايه اين گزارش، تخريب خانه ستارخان در حالي صورت ميگيرد كه سازمان ميراث فرهنگي مسئوليت مستقيم و قانوني در قبال شناسايي آثار بجاي مانده از چهرهها و شخصيتهاي تاريخي، فرهنگي و معروف داشته و بايستي از آنها حفاظت كند و با توجه به جايگاه تاريخي و ارزشمند ستارخان در تاريخ مبارزات ملي ـ مذهبي آذربايجان و ايران، ميراث فرهنگي و شهرداري منطقه ميبايست از تخريب آن جلوگيري ميكردند و اميدواريم مسئولان در قبال مردم و ايندگان پاسخگو باشند.
گزارش خبرنگار فارس همچنين حاكي است، ستار خان از سرداران جنبش مشروطهخواهي ايران و ملقب به سردار ملي است كه در مقاومت تبريز، وي جانفشانيهاي بسياري كرد.
* گذشته عمارت ستارخان
خانه ستارخان در گذشته هاى دور محل ستاد فرماندهى مبارزات مشروطه خواهى و نيز جنگ هاى ضداستعمارى ستارخان و نيروهاى وى عليه استعمار روس بود.
پس از پيروزى انقلاب مشروطه در سال 1285 هـ.ق و عزيمت ستارخان، باقرخان و نيروهاى آنان به تهران، حوادثى در تبريز رخ داد كه موجب شد اين خانه رفته رفته از كانون توجه خارج شده و تا به امروز نيز غربت خود را بازنيابد.
پس از كشته شدن ستارخان، اوضاع كشور آبستن حوادثى شد كه در نهايت نيروهاى روسيه دوباره در كشور و بخصوص آذربايجان مجال خودنمايى يافته و در نهايت خانه سرداران مشروطه را در تبريز به توپ ببندند.
صمد سردارىنيا، مورخ و پژوهشگر تاريخ معاصر آذربايجان در اين باره مى گويد، از آن جا كه دولت استعمارى روسيه از مبارزات ستارخان و باقرخان بر ضد نيروهاى آنان خاطره خوبى نداشت، 3 روز پس از عاشوراى سال1330 هـ.ق با گلولههاى توپ، خانه اين 2سردار بزرگ مشروطه را با خاك يكسان كرد.
اين گفته شايد نشانگر آن باشد كه هم اكنون ديگر اثرى از خانه ستارخان نمانده باشد، اما «نگار عذارى» عروس ستارخان و همسر «يدالله خان» فرزند ارشد ستارخان در اين باره نظر ديگرى دارد.
وي اعتقاد دارد، خانه ستارخان به دست روسها تخريب شد و از آن عمارت بزرگ، بيش تر بخشهاى نظامى مانند مركز ستاد فرماندهى، محل استقرار نيروها، اسلحه خانه و... مورد حمله قرار گرفت و قسمت اندرونى عمارت از تخريب مصون ماند.
اين بانوى كهنسال با تأييد اين كه خانه مورد بحث، بقاياى همان عمارت ستارخان است، تأكيد مى كند، اين خانه در طول يكصد سال گذشته دچار تغييرات بسيارى شده است.
در اين ميان حاج على دروچى كه خانواده وى از حدود 120 سال گذشته در همسايگى عمارت ستارخان اقامت داشته و پدرش «آقاباباخان» از همراهان قشون ستارخان بوده است، مى گويد: در سال1352خانه ستارخان به دليل رسيدگى نكردن و شكستن ديوارها تخريب و عقب كشى شد.
وى مى افزايد: در همان سالها همه اسناد و مداركى را كه از گذشته مانده بود جمع آورى و مراجعات مكررى به اداره ميراث و شهردارى داشته ام تا نسبت به خريد و احياى اين بنا اقدام شود، اما پس از30 سال، اين تلاشها به نتيجه نرسيده است.
نتيجه تلاشهاى حاج على دروچى تا حدودى مثبت بوده چرا كه در نهايت، ميراث فرهنگى استان در سالهاى گذشته با ارسال كارشناسان خود ضمن تأييد صحت تاريخى بودن اين خانه، نقشه جامع عمارت اصلى ستارخان را تهيه كرده تا شايد در سالهاى آينده اقدام به خريد و بازسازى آن شود.
به نقل از سایت asriran.ir
جاتون خالی من قشمم ..... جزیره قشم.... عجب جای افتضاحیه..... 2.5 ساعت گشتم اینترنت پیدا کردم.... بابا جون من شما هم اخبار بدین
در ضمن آقای مجتبی مطلبی هم می خواد وارد جرگه نویسنده ها بشه...تبریک صمیمانه خودم رو به این دلاور مرد لر تقدیم می کنم.....پشیم :))
قعلا
خبر از فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8606180702
سر فوتبال جام دوستی که همه رو باختیم، امیر محمد کوشکی و حمزه طاهری بگو مگو کردن ---- بابا بی خیال، نه که سالهای پیش تیم می دادیم یه ضرب قهرمان می شدیم!!!!
میگن:
امیر حسین قاسمی بچه دار شده و من امشب دارم می رم عکس اولین بچه دوره رو بگیرم.... نمی دونم دختر یا پسر !!!!!
میگن:
حسین ذولی برگشته...... تا سوغاتی ها تموم نشده یه حمله بکنیم....
میگن:
طبق روال سنوات گذشته امسال هم ماه رمضان افتادیم خونه برو بچ همیشگی : اسرفی - اخلاقی - نادری
سلام به همه ی رفقای بی حس و حال.
حالا که دیگر چند وقتی از راه افتادن این وبلاگ گذشته وقتش است که حرف های جدی تری هم زده بشود. جناب عباس خان مجیدی زودتر این کار را شروع کرد. به نوبه ی خودم تشکر می کنم ازش.
خب، می روم سر بحث خودم. لازم نیست توضیح بدهم که امروز رسانه ها همه شئون زندگی بشر را احاطه کرده اند. از رادیو و تلویزیون بگیر تا روزنامه ها و مجلات تا سینما. سینمای امروز هم با سینمای زمان تولدش خیلی فرق کرده. این وسط نسبت ما شرقی ها عموما و ما ایرانی ها خصوصا و ما ایرانی های بعذ از انقلاب بالاخص، با این مدیوم (رسانه) هم که با بقیه آدم های دنیا بالکل متفاوت است. سینما که خیلی نمی رویم. دلیلی ندارد، وقتی می شود سی دی اش را هزار تومان از کنار خیابان خرید. تازه می شود چند بار هم دیدش. یا اگر وقت نبود می توانیم روی دور تند ببینیم و بعدش هم زودتر برویم به کار و زندگی مان برسیم.
فیلم های خارجی هم که تکلیفش معلوم است. یا اصلا حال و حوصله اش را نداریم که برویم توی یک فیلم، یعنی بنشینیم یک فیلم را با دقت نگاه کنیم، زیرنویس هایش را بخوانیم و اصولا با این خارجی ها حال نمی کنیم، ...
ادامه مطلب
آن سال ها،
دبیرستان مفید،
همچین روزهایی
تابلوی بزرگداشتها:
" تا آغاز میهمانی خدا … روز مانده،
خود را آماده کرده اید؟"
راستی چند روز مانده؟
پی نوشت: اولین نویسنده با اسم مستعار به وبلاگ پیوست. همان طور که قبلا هم گفتم اگر می خواهید مطالبی را با اسم مستعار بنویسید با ایمیل خبر بدهید تا برایتان یوزر و پس جدید صادر شود.
1- حسین ذولی رفته دبی - سه شنبه می آد، 5 شنبه هم میره انگلیس - یه برنامه بریزیم بریم ببینیمش و سوغاتی بخوریم.....
2- گویا آقای مهدی لطیفی هم وارد مسنجر شدن -- همه خراب شدن آقا ..... در هر صورت رسیدن اینترنت به قریه اختیاریه رو تبریک می گیم...
3- بابا اینقد سنجد نخورین که یبس شین!!!! اه!!!!
بای بای
1- آقای شریعتی، زود قضاوت نکن - اون مطلبی که سعید دهقانی زده، خود من نوشتم
2- با توجه به کامنتی که مهدی ابراهیم رو مطلب سعید دهقانی( طه سعیدی عوضی!!) گذاشته، سیفونو بکشید که آقای شریعتی رو بشوره ببره....
3- من خاتمه این مطالبو همینجا اعلام می کنم..... لطفا ادامه ندید......
فعلا بای ....
مهدی ابراهیم گفت زیارت های اون موقع کجا زیارت های الان کجا! نمی دونم شاید گیر و گور و دغدغه هی الان کمتر اجازه حال کردن بده ولی از اون طرف به چیزهایی که اون موقع طلب می کردیم الان بیشتر به دردمون بخوره تا اون موقع ها که فنچ بودیم.
خوش باشین.
امشب جلسه ی هیئت فارغ التحصیلی بود. [ هیئتی که ماهی یکبار برگزار می شود ؛ حضور برای همه ی فارغ التحصیلان مفید آزاد می باشد.]
حاج آقا آتشکار آمده بود. می گفت منتظر امام زمان "شیر روز و پارسای شب" است. می گفت منتظر باید مراقبه داشته باشد. و می گفت جنگ "فراگیر" و "نفس گیر" است. پس منتظر باید آمادگی جسمی بالا داشته باشد. می گفت امام خمینی را جوانی ها تو محل "روح الله پهلوون" صدا می کردند، کشتی می گرفته ، زمان طلبگی هم فوتبال بازی می کرده ، توی سلول دو در سه ی زندان هم ورزش را ول نکرده.
خلاصه می گفت منتظر باید منتظر باشد.
بعدش هم که مولودی خوانی و شام. که قیمه ی چرب و چیلی بود.
خوش گذشت. جای شما خالی.
//پي نوشت : اگر کسي مي خواهد کربلا بيايد به آقای مسيح تهراني (09123013824) زنگ بزند. روز بعد از عيد فطر حرکت است. خانواده را هم مي توانيد بياوريد. کاروان همه فارغل های مفید اند.
کجاست منتظر تو؟
چه انتظار عجیبی!
تو بین منتظران هم،
عزیز من، چه غریبی
عجیب تر که چه آسان
نبودنت شده عادت
چه کودکانه سپردیم
دل به بازی قسمت
چه بی خیال نشستیم
چه کوششی، چه وفایی،
فقط نشسته و گفتیم
"خدا کند که بیایی"
عید بر منتظران مبارک. کاش ما هم از ایشان باشیم.
چند روز پیش در وبگردي هايم، به يک عکس استثنائي و بي نظير برخوردم که مطمئنم ديدنش براي خيلي از شما دوستان تازگي داشته و جذاب خواهد بود.
تا حالا بارها تصوير کعبه (خانه خدا) را ديده ايد و شايد اصلا از نزديک هم کعبه را مشاهده کرده ايد. اما خيلي از ماها تصويري از داخل کعبه را نديده ايم و اصلا بهتره بگم شايد شما هم مثل خودم هيچ تصوري از داخل کعبه در ذهن خود نداشته باشيد.
و اما ديروز تصويري از داخل خانه خدا (کعبه) را پيدا کردم که در زير قرار داده ام البته لینکشو.یکی به ما بگه اینجا چه جوری میشه تصویر گذاشت قبلا این محل نوشتن مطالب میشد از خیلی امکانات از جمله تغییر فونت و شکلک و ......استفاده کرد اما الان خیلی بی ریا ؛ ست
به هر حال به این لینکها توجه بفرماید
ادامه مطلب
من هم به نوبه خودم به همه دوستان این عید عزیز و فرخنده رُ به همه شما تبریک می گم امید وارم که امسال آخرین سالی باشه که بدون حضرت این عید و جشن می گیریم
منم به جای اینکه از امشب استفاده کنم تمودم و دارم اینجا مطلب می نویسم
عباس اقا چوب کاری می فرمائید من تو این وبلاگ هیچ کاره ام خود آقا مهدی ابراهیم همه کاره و مغز متفکر این وبلاگ بودن و هستن و زحمات هم ایشون کشیدن
آقای ته(طه) سعید لیسانست مبارک اما بالاخره معلوم نشد ما شام خونه شما افتادیم یا نه ؟
اینکه دوستان بیشتری مشارکت می کنند جای خوشحالی داره اما هنوز لیست عظیمی از نویسندگان هستند که منتظرشونیم
عباس آقا در مورد فوتبال هم قرار بود که یه اقداماتی بکنید (تو جلسه قول پیگیری رٍُ خود شما به من دادید)
این عکس ببین
http://mouood.persiangig.com/image/abbas%D9%8E.JPG
دیدی یه زمانی چه اشتیاقی داشتی و چه ذوقی.که تو مسابقه روپایی شرکت می کردی اما حالا ...............
سلام
این عید بزرگ رو به همه بچه ها تبریک می گم.ممنون ازدوستانی که نظر داده بودند. مصطفی در مورد فوتبال ظاهراً رابط تهیه زمین سعید معروفی بوده که اگر دیدیش سلام ما رو هم بهش برسون.
این مطلب برگرفته از مقاله ای از همایش کارآفرینی دیجیتاله. امیدوارم مفید باشه:
بنيانگذار مايكروسافت، بيل گيتس بیل گیتس را باید رهبر کارآفرینان دیجیتالی جهان دانست . ویلیام هنری گیتس سوم مشهور به بیل گیتس، در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در سیاتل،مرکز ایالت واشنگتن آمریکا به دنیا آمد.گیتس در خانوادهای به دنیا آمد که از تاریخی غنی از تجارت و سیاست و خدمات اجتماعی سرشار بود.پدر پدربزرگش شهردار و نماینده مجلس ایالتی بود،پدربزرگش معاون رئیس کل یک بانک ملی و پدرش ویلیام هنری گیتس دوم وکیل دادگستری و یکی از سرشناسان شهر سیاتل است و مادر او آموزگار مدرسه و یکی از اعضا هیئت مدیره یونایتد وی اینترنشنال (United Way International) بود که در امور خیره نیز فعالیت داشت.بیل گیتس در این خانواده و در کنار دو خواهر خود رشد کرد.گیتس در کودکی بیشتر وقت خود را در کنار مادربزرگ خود گذراند و از او تأثیر بسیار گرفت.از اول زندگیاش،جاه طلبی و بلندپروازی و حس رقابت از او میبارید؛همان عواملی که نیاکانش را به بالاترین مدارج حرفهای شان رسانده بود. در دبستان به سرعت از همسن و سالانش در تمام دروس به ویژه ریاضیات و علوم جلو افتاد.والدینش که این وضعیت را دیدند،او را در یک مدرسه معروف به نام لیکساید ثبت نام کردند.در همین جا بود که هسته اولیه مایکروسافت شکل گرفت.قضیه از آن جا شروع شد که در بهار ۱۹۶۸ مدرسه تصمیم گرفت که دانش آموزان را با پدیدهای جدید که تازه داشت در دنیا شکل میگرفت،یعنی رایانه،آشنا کند.رایانهها هنوز بزرگ تر و گران تر از آن بودند که مدرسه بتواند یکی از آنها را بخرد.برای همین مدرسه یک صندوق گذاشت و گفت که برای اجاره یک سال رایانه DECPDP-۱۰ ساخت جنرالالکتریک،کمک کنید.پول زیادی بیشتر از هزینه اجاره یک سال جمع شد.اما مدرسه،جذابیت این غول الکترونیکی را برای بچهها دست کم گرفته بود. این بچهها،بیل گیتس،پل آلن که دو سال از گیتس بزرگتر بود و چند تای دیگر از رفقا بودند که همه الان برنامه نویسان ارشد مایکروسافت هستند. آنها روز و شبشان را توی اتاق رایانه مدرسه میگذراندند.خیلی نگذشت که معلمان از دست آنها شاکی شدند.آنها نه درس میخواندند و نه مشق مینوشتند.بدتر از همه این که تمام زمان اجاره رایانه را تنها در عرض چند هفته تمام کردند. در پاییز ۱۹۶۸ شرکت مرکز رایانه (Computer Center) دفتری در سیاتل باز کرد.بچه یکی از کارمندان ارشد این شرکت در مدرسه لیک ساید درس میخواند.برای همین،این شرکت،رایانهای را با زمان محدود در اختیار این مدرسه قرار داد.گیتس و بقیه بچهها به سرعت سراغ این رایانه رفتند.هکرهای جوان چند بار دزدکی وارد سیستم شدند و نرم افزارهای امنیتی آن را خراب کردند.بدتر از همه این که فایلهایی را که زمان استفاده آنها از رایانه در آن ثبت شده بود،دستکاری میکردند.اما گند قضیه درآمد و شرکت هم آنها را از استفاده از رایانه محروم کرد.اما مخ صاحبان این شرکت کار میکرد.آنها گیتس و آلن را استخدام کردند.اواخر ۱۹۶۸ بود که بیل گیتس،پل آلن و دو نفر دیگر،گروه برنامه نویسان لیک ساید را تشکیل دادند.آنها که حالا سرشان به سنگ خورده بود،تصمیم گرفتند به جای هک،یک کار درست و حسابی بکنند.شرکت مرکز رایانه هم از آنها خواست که حالا که به اشکالات امنیتی رایانه ما پی بردید،آنها را درست کنید.در عوض،آنها وقت نامحدودی را میتوانستند با این رایانه سر کنند.برای آنها واقعا اغواکننده بود. اواخر سال ۱۹۶۹ شرکت مرکز رایانه دچار مشکل مالی شد و بچههای گروه برنامه نویسی لیک ساید باید جل و پلاسشان را جمع می کردند. آنها با هر تقلایی بود،یک رایانه در دانشگاه واشنگتن،جایی که پدر پل آلن کار میکرد،پیدا کردند.گروه دوباره تشکیل شد و اولین سفارش اش را گرفت:نوشتن یک برنامه برای لیست حقوق یک شرکت. پاییز سال ۱۹۷۳ گیتس توانست وارد دانشگاه هاروارد شود.اما قلبش را بیرون دانشگاه کنار رایانهش جا گذاشته بود.گیتس که شب تا صبحش کنار رایانه و با پل آلن میگذشت،صبح تا شب سر کلاس در حال چرت بود.او در هاروارد با استیو بالمر (Steve Ballmer) که در حال حاضر رئیس قسمت اداری مایکروسافت است آشنا شد.بالاخره پل آلن،او را راضی کرد که آنها باید یک شرکت مستقل رایانهای بزنند.اما بیل گیتس مردد بود که دانشگاه را کنار بگذارد یا نه.تا این که یک روز پاییزی ۱۹۷۴،آلن طرح جلد مجله پاپیولار الکترونیکس را دید:آلتیر ۸۰۸۰،نخستین ابزار میکرورایانهای دنیا با مدلهای بازرگانی دست و پنجه نرم میکند.بعدازظهر همان روز گیتس و آلن دو جوان آس و پاس و علاف که روزشان را با رایانه میگذراندند،تصمیمشان را گرفتند:ما بازار رایانههای خانگی را به دست میگیریم.چند روز بعد،گیتس با شرکت MITS تماس گرفت و گفت که برای رایانه آلتیر یک نرم افزار به نام بیسیک نوشتهاست.اما فقط خودش و آلن میدانستند که این لافی بیش نبوده.آنها حتی یک خط برنامه هم ننوشته بودند.آنها حتی یک آلتیر ۸۰۸۰ را هم ندیده بودند.از وقتی که شرکت چراغ سبز به آنها نشان داد تا روزی که آخرین خط برنامه بدون Error اجرا شد،فقط ۸ هفته طول کشید.فردای آن روز آلن به دفتر MITS رفت و برنامه را نشان داد.اما نکته جالب این بود که آنها این برنامه را با رایانه مدرسه لیک ساید نوشته بودند و حالا برنامه داشت روی یک آلتیر ۸۰۸۰ بدون کوچک ترین اشتباهی کار میکرد.آلن آن موقع برای اولین بار تازه یک آلتیر ۸۰۸۰ را از نزدیک میدید! آلن حقوق برنامه Basic را به MITS فروخت و بیل گیتس هم رسما از دانشگاه انصراف داد.آنها داشتند نخستین سنگ بنای نرم افزارهای رایانههای خانگی را پی ریزی میکرد این از قسمت اولش.قسمت دومش رو هم به زودی می زارم.موفق باشید.
عيد همتون مبارك!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اين خود منم
حسين شريعتي!
طه واسه چي اين همه بازي در مي ياري ؟!
اول مي گي شام ميدم، بعد مي گي هك شدم،!
ما به هركي رسيديم گفتيم كه طه مي خواد شام بده، حالا محض حفظ آبرو هم شده يك شب گدا بازي رو بذار كنار و به بقيه يه شام بده!
به خدا مثل اينكه تو ميلياردي هم در بياري دست تو جيبت نمي كني!
هركي با من موافقه يه نظري بده!
دم آدم با مرام گرم!
برو بچ یبس دوره چطورن؟ بابا یه پیغوم بذارین
عید همه تون مبارک - اوناییکه میرن شمال: از ترافیک لذت ببرین....
فعلا
من حسین ذوالانواری هستم
میگی نه به آدرس زیر برید یا روی پیوند های روزانه کلیک کنید متوجه میشید
http://yohoo.persiangig.com/6225-and-61101.jpeg
بابا عجب رویی داری تو .این تو نیودی که دیروز گفتی برای گرفتن حال حسین شریعتی هم شده این مطلب می نویسی.حالا نمی خوای شام بدی نده اما دیگه اینجوری خودت و به گند نکش
یه خده جدی باش
من طه هستم که از طرف سعید می نویسم
من هک شدم
user pass لو رفته
خودمم user pass سعیدو هک کردم
یکی بگه این چه security که مالیدن در وبلاگ
مطلب "جواب به حسین" رو من ننوشتم.....
فعلا
ظاهراً وب لاگ داره دوباره فعال میشه. اولاً جا داره از مهدی ابراهیم و مصطفی لایینی تشکر کنم که وبلاگو تشکیل دادن و چند ماه تنهایی مطلب نوشتن . دوماً از طرف جامعه علمی کشور از طه تشکر می کنم که منت گذاشتن و فارغ التحصیل شدن. موفق باشی جوون.سوماً چه طوری حسین ؟ خوبی ؟
بگذریم. من قصد دارم خلاصه ای از بیوگرافی کار آفرینان بزرگ جهان مثل بیل گیتس( بنیانگذار مایکروسافت) ، جفری بزوس ( آمازون) ،ماتسوشیتا و ... رو در چند پست بذارم . تلاش ، پی گیری و ابتکاراتشون جالب ،جذاب و آموزنده است.اگر مایل هستین بگین تا شروع کنم.
با آرزوی موفقیت. خدافظ
براي اينكه روي اين حسي شريعتي رو هم شده كم كنم، جلسه خونه ما (27شعبان يا 28)پنچشنبه آخر شعبان، خونه ما شام برقراره، به بقيه هم بگيد كه نمونه كسي كه طه مهمونش نكرده باشه!
كم آوردي حسين شريعتي؟!
مگه قرار نشد كه يك نفر از آقاي خرم نژاد خبر بياره و يه زماني را براي عيادت تعيين كنه؟
آي طه مگه قرار نبود اين كارو بكني؟!
در ضمن، تو تاريخ به ياد ندارم كه شده باشه طه سعيدي بقيه رو مهمون كنه! (حتي وقتي تو خونشم جلسه مي گيره شيرينيشو يكي، كپي دعا هارو هم يكي ديگه مي ياره(همين پارسال)) ولي طه جان بد نيست يك انقلابي بكني و اين دفعه به مناسبت فارغ التحصيلي يه شيريني درست درموني بدي!
مخلص همه
به نظر من از جمله علل بی احساس شدن مردم نسبت به قدیما، اینه که الان آدمو توی نت و اس ام اس و جامعه و .... با 2 3 هزار نفر ارتباط داری و این رو با فرض اینکه احساسات آدم محدوده تر کیب کنین:
تایجه اینکه قدیما یارو توی روستاش، اگه 100 واحد احساس داشته، بین 50 نفر تقسیم میشده ، وحالا بین 5000 نفر.......
یه خبر: مصی عقابی شماله و حسین ذولی مشهد...
من و یکی 2 تا از بچه ها هم هفته ای یه بار شبا میریم پیاده روی..... تا هوا سرد نشده به ما بپیوندین.....
فغلا بای

