تبليغاتX
حریم وصل
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386
معرفی فیلم (مقدمه)

سلام به همه ی رفقای بی حس و حال.

 

حالا که دیگر چند وقتی از راه افتادن این وبلاگ گذشته وقتش است که حرف های جدی تری هم زده بشود. جناب عباس خان مجیدی زودتر این کار را شروع کرد. به نوبه ی خودم تشکر می کنم ازش.

 

خب، می روم سر بحث خودم. لازم نیست توضیح بدهم که امروز رسانه ها همه شئون زندگی بشر را احاطه کرده اند. از رادیو و تلویزیون بگیر تا روزنامه ها و مجلات تا سینما. سینمای امروز هم با سینمای زمان تولدش خیلی فرق کرده. این وسط نسبت ما شرقی ها عموما و ما ایرانی ها خصوصا و ما ایرانی های بعذ از انقلاب بالاخص، با این مدیوم (رسانه) هم که با بقیه آدم های دنیا بالکل متفاوت است. سینما که خیلی نمی رویم. دلیلی ندارد، وقتی می شود سی دی اش را هزار تومان از کنار خیابان خرید. تازه می شود چند بار هم دیدش. یا اگر وقت نبود می توانیم روی دور تند ببینیم و بعدش هم زودتر برویم به کار و زندگی مان برسیم.

فیلم های خارجی هم که تکلیفش معلوم است. یا اصلا حال و حوصله اش را نداریم که برویم توی یک فیلم، یعنی بنشینیم یک فیلم را با دقت نگاه کنیم، زیرنویس هایش را بخوانیم و اصولا با این خارجی ها حال نمی کنیم، ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مهدی ابراهیم در 22:57 | | لینک به این مطلب
یکشنبه یازدهم شهریور 1386

آن سال ها،

دبیرستان مفید،

همچین روزهایی

تابلوی بزرگداشتها:

 

" تا آغاز میهمانی خدا … روز مانده،

  خود را آماده کرده اید؟"

 

راستی چند روز مانده؟

 

 

پی نوشت: اولین نویسنده با اسم مستعار به وبلاگ پیوست. همان طور که قبلا هم گفتم اگر می خواهید مطالبی را با اسم مستعار بنویسید با ایمیل خبر بدهید تا برایتان یوزر و پس جدید صادر شود.

 

نوشته شده توسط مهدی ابراهیم در 20:12 | | لینک به این مطلب
جمعه نهم شهریور 1386
گزارش هیئت فارغل ها !

امشب جلسه ی هیئت فارغ التحصیلی بود. [ هیئتی که ماهی یکبار برگزار می شود ؛ حضور برای همه ی فارغ التحصیلان مفید آزاد می باشد.]

 

حاج آقا آتشکار آمده بود. می گفت منتظر امام زمان "شیر روز و پارسای شب" است. می گفت منتظر باید مراقبه داشته باشد. و می گفت جنگ "فراگیر" و "نفس گیر" است. پس منتظر باید آمادگی جسمی بالا داشته باشد. می گفت امام خمینی را جوانی ها تو محل "روح الله پهلوون" صدا می کردند، کشتی می گرفته ، زمان طلبگی هم فوتبال بازی می کرده ، توی سلول دو در سه ی زندان هم ورزش را ول نکرده.

خلاصه می گفت منتظر باید منتظر باشد.

 

بعدش هم که مولودی خوانی و شام. که قیمه ی چرب و چیلی بود. خوش گذشت. جای شما خالی.

//پي نوشت : اگر کسي مي خواهد کربلا بيايد به آقای مسيح تهراني (09123013824) زنگ بزند. روز بعد از عيد فطر حرکت است. خانواده را هم مي توانيد بياوريد. کاروان همه فارغل های مفید اند.  

نوشته شده توسط مهدی ابراهیم در 0:14 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هفتم شهریور 1386
کجاست؟

کجاست منتظر تو؟

چه انتظار عجیبی!

تو بین منتظران هم،

عزیز من، چه غریبی

عجیب تر که چه آسان

نبودنت شده عادت

چه کودکانه سپردیم

دل به بازی قسمت

چه بی خیال نشستیم

چه کوششی، چه وفایی،

فقط نشسته و گفتیم

"خدا کند که بیایی"

 

عید بر منتظران مبارک. کاش ما هم از ایشان باشیم.

نوشته شده توسط مهدی ابراهیم در 16:35 | | لینک به این مطلب
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386
تحولاتی در راه است.
سلام؛

این وبلاگ در آستانه ی تحولات تازه ای است. این تغییر قالب هم مرحله ی اول همان تحولات است.

منتظر باشید...

برمی گردیم. حتما. یعنی ان شاء الله.

نوشته شده توسط مهدی ابراهیم در 20:18 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386
آهای! کجایید؟
۱- سلام

۲- قالب قبلی وبلاگ اشکال داشت عوضش کردم. درباره ی قالب جدید نظر بدهید.

۳- هیچ معلوم هست شماها کجایید؟ پست که نمی نویسید هیچی٬ کامنت هم نمی گذارید؟ این که دیگر کاری ندارد. یک خورده دست از تنبلی بردارید. کامنت بگذارید لا اقل بفهمیم چه کسانی از بچه های دوره سر می زنند.

۴- همان طور که قبلا هم گفتم نوشتن شما اول از همه برای خود شما سودمند است. باور کنید. کافی است شروع کنید به نوشتن٬ خودتان متوجه می شوید. یک دوره ی بسیار مفید خود شناسی می تواند باشد. فقط بنویسید. هر چه خواستید و از هر دری. اصلا هم لازم نیست خیلی طولانی باشد. جمله بنویسید. شعر. رباعی٬ دوبیتی و ... تعارف و رودربایستی را هم بگذارید کنار. این جا شما یک شخصیت مجازی هستید. اصلا فکر کنید این جا وبلاگ شخصی خودتان است.

۵- آقا مصطفی! شما ناامید نشو. کار درست را شما داری انجام می دهی. این قدر دو نفری می نویسیم تا بالاخره بقیه خجالت بکشند و دست به کار بشوند.

۶- ممکن است هنوز خیلی از بچه های دوره از وجود این وبلاگ بی خبر باشند. به آن هایی که ای-میلشان را دارید خبر بدهید. خواهش می کنم این یک دانه کار را لااقل انجام بدهید.

۷- هنوز منتظریم. تا بعد...

نوشته شده توسط مهدی ابراهیم در 12:56 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386
مقصد: پرواز

می گفت:

"سلامت تن زیباست، اما پرنده ی عشق، تن را قفسی می بیند که در باغ نهاده باشند... پس اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر. پرستویی که مقصد را در کوچ می بیند، از ویرانی لانه اش نمی هراسد."

 

و چه تماشایی بود پروازش.

نوشته شده توسط مهدی ابراهیم در 20:6 | | لینک به این مطلب
سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386
درباره ی وبلاگ نویسی

سلام ؛

نمی دانم تا حالا وبلاگ داشته اید یا نه. اکثر وبلاگ نویس های ایرانی یک زمانی تحت شرایط خاصی شروع می کنند به نوشتن . اما بعد از مدتی کم کم سرد می شوند و یواش یواش فاصله ي پست ها زیاد و زیادتر می شود و در نهایت هم تعطیل می شوند. حالا برای این که یک همچین اتفاقی برای وبلاگ ما نیفتد من فکر کردم چند نکته ای را درباره ي وبلاگ نویسی متذکر بشوم :

 

۱- یک وبلاگ، یک کتاب نیست؛ بنابراین نباید درباره ي مسایل خیلی پیچیده و اساسی که نیاز به طول و تفسیر زیاد دارند تویش مطلب نوشت.

 

۲- یک وبلاگ جایی است که باید در آن بیشتر از چیزهای روزمره نوشت. یعنی چیزهایی که هر روز ذهن ما را به خود مشغول می کند. احوالات شخصیه، مسایل اجتماعی روز، اخبار، گزارش وقایع اتفاقیه یعنی اتفاق هایی که هر روز برایمان پیش می آید، جوک ها، اس ام اس ها، دغدغه ها، داستان های کوتاه، شعری که به مناسبتی در ذهنمان تداعی می شود، خاطره ای که یک وقت به یادش می افتیم،‌ مسایل کاری و ... . حتی مطلبی که در جایی دیگر خوانده ایم و  به نظرمان برای بقیه مفید است نیز می تواند توی وبلاگ قرار بگیرد.

(هم چنین از آنجایی که این وبلاگ متعلق به بچه های دوره شش است اگر جای دیگری هم وبلاگ شخصی دارید فکر می کنم بد نباشد که پست هایتان را در این وبلاگ هم قرار بدهید.)

 

۳- اصلا لازم نیست پستی که می نویسیم طولانی باشد. گاهی می شود که یک جمله ي کوتاه بیش از چندین صفحه مطلب اثر می گذارد.

 

۴- ابدا لازم نیست پستی که می نویسیم سرشار از معانی عمیق و مسایل بغرنج فلسفی باشد. این دقیقا بزرگترین آفت یک وبلاگ است و عامل اصلی تعطیلی وبلاگ های ایرانی. مهم ترین چیز در وبلاگ سریع به روز شدن است. چه خوشمان بیاید یا نه باید به این قاعده احترام بگذاریم. هر چند قطعا منظورم این نیست که همه اش چرت و پرت بنویسیم. می گویم اگر هم یک وقت چیز به درد بخوری برای نوشتن نداشتیم  باز هم یک پستی بگذاریم.  این رمز موفقیت یک وبلاگ است. برای مثال هم می توانید به وبلاگ داستان های عامه پسند سری بزنید. پست هایش در حد دو سه جمله است. بییشترش هم بی معناست. اما همین ابسوردیسم یا پوچی که در جمله هایش هست خیلی ها را جذب کرده و از وبلاگ های پر خواننده است.

 

۵- خودتان را ملزم به نوشتن سر تاریخ خاصی بکنید . خواهید دید که این کار باعث شکوفایی خلاقیت شما می شود. همین طور کم کم مجبور به مطالعه بیشتر می شوید. هم چنین بیشتر به مسایل دور و برتان توجه می کنید. و کلا سعی می کنید به همه چیز دقیق تر بپردازید.

 

۶- خلاصه این که برای نوشتن زیاد سخت نگیرید. فقط بنوییسید و بگذارید درونیات تان جاری شود. آن وقت یواش یواش می بینید که بهتر و بهتر خواهید شد.

 

تا بعد...

نوشته شده توسط مهدی ابراهیم در 11:19 | | لینک به این مطلب